باشگاه فرهنگی ورزشی تکواندو ثامن الحجج (ع)

بروزترین مطالب علمی و آموزشی درباره تکواندو

داستان گنج مهر و بخشش

دیدگاه‌ها برای داستان گنج مهر و بخشش بسته هستند

داستان گنج مهر و بخشش

گنج مهر و بخشش

مرد خردمندى در کوهستان سفر مى کرد که سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا کرد. روز بعد به مسافرى رسید که گرسنه بود. کیفش را باز کرد تا در غذایش با مسافر شریک شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در کیف دید، از آن خوشش آمد و از او خواست که آن سنگ را به او بدهد. … مرد خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد. مسافر بسیار شادمان شد و از این که شانس به او روى کرده بود، از خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست که جواهر به قدرى با ارزش است که تا آخر عمر، مى تواند راحت زندگى کند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه زودتر، او را پیدا کند.
بالاخره هنگامى که او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:«خیلى فکر کردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است، اما آن را به تو پس مى دهم با این امید که چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده که به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى»

برچسب ها :
دسته : پند و حکایات

تاریخ : ۱۳۹۴/۱۱/۱۶ ساعت : ۲:۵۳ قبل از ظهر

لینک کوتاه مطلب : http://samenalhojajtkd.ir/?p=1495