شعر ای پادشه خوبان

شعر ای پادشه خوبان اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي دل بي تو به جان آمد وقت است که بازآيي دايم گل اين بستان شاداب نمي ماند درياب ضعيفان را در وقت توانايي ديشب گله زلفش با باد همي کردم گفتا غلطي بگذر زين فکرت سودايي صد باد صبا اين جا با سلسله مي […]